کیستم

متن مرتبط با «فاصله ها» در سایت کیستم نوشته شده است

در سودای بهار؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    در سودای بهار اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «در سودای بهار» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دلم می‌خواهد کنار تمام کوچه‌ها و خیابان‌ها و روبروی تمام پنجره‌ها، گل بکارم تا دیگر، دلِ هیچ آدمی نگیرد.می‌خواهم همه جا طنینِ آرام و روح‌نوازِ موسیقی و لبخند باشد و روی تمام درخت‌های سبز و برافراشته، گنجشک‌...

    ادامه مطلب
  • یادداشت های زیرزمینی - فئودور داستایوفسکی

  • نیلوبلاگ

    آدم های مستقل و کارآمد برای این فعال به نظر می رسند که به واقع احمق هستند و ذهن محدودی دارند. چه طوربگویم؟ آهان!آنها به خاطر عقل محدود، دم دستی ترین دلایل را که ممکن است دلایل درجه دوم و سوم باشد، به جای دلایل اصلی می گیرند. به این ترتیب خیلی زودتر و آسان تر از بقیه قانع می شوند و سریع فکر می کنند اساس کار را یافته اند و به ریشه ی مساله رسیده اند.------------------------------------------------------------------------پ.ن: فکر میکنم در مورد قضاوت درباره دیگران هم همینطور است. اینطور نیست؟...

    ادامه مطلب
  • جنگ جهانی سوم، کابوس یا واقعیت : مطالعه المان های جنگ جهانی اول و بررسی میزان انطباق آن با شرایط فعل

  • نیلوبلاگ

    تاریخ بشریت مملو از جنگ ها و تهاجم های خواسته یا ناخواسته ملت های مختلف به یکدیگر است. با این وجود برخی از این تهاجم ها به قدری تاثیرگذار بوده اند که موضوع را از نزاع بین دو کشور به نزاعی جهانی تبدیل ...

    ادامه مطلب
  • قصه ها ............

  • نیلوبلاگ

    سکانس پایانی قصه های بنی اعتماد، یک دنیا حرف دارد. طعم شیرین زندگی است. بوی بچه ققنوسی میدهد که تازه از آتش برخاسته است. بوی خوش طراوت نسلی است که دیگر سوخته نیست. گویی پس از بیان سرانجام تمام قصه های نسل های سوخته انقلابی، بنی اعتماد نسل مرا، نسل تو را پرچمدارشروع زندگی تازه، شروع امید و آغاز جرکت رو به جلو میداند.صدای لرزان حامد و چشمهایپشیمان سارا که خوب میفهمند نسلشان توان دارد از همه د...

    ادامه مطلب
  • تنها

  • نیلوبلاگ

    تنها، کلمه پیچیده ای است، چون به ذات در احوالات یکی است و به فرم، چند نفر را فرا میگیرد. این دغدغه کودکی من بود. بعدها و در نوجوانی، اولین باری که به واقع خود را محصور در این کلمه دیدم، در یک اردوی چند روزه، همسفرم افرادی بودند که شناختی به آنها نداشتم. همان جا بود که حس کردم درد بدی است اسیر موجودی باشی که حتی گوشی برای شنیدن شکوایه هایت ندارد. آری، موجود. تنهایی معنای کامل نبودن است و دردناک تری...

    ادامه مطلب
  • فاصله

  • نیلوبلاگ

    فاصله مان زیاد است.... اولین لحظه را می گویم. همانی که روی نیمکت در انتهای سالن بی انتظار اتفاق خاصی نشسته ام و ناگهان، بی مقدمه از مقابل من عبور می کند. همانجایی که برای لحظه ای، حتی کوتاه تر از پلک به هم زدن،نگاهمان تلاقی می کند،صدای زنگ مشهور دو هفته قبل، جملاتی که گفته بود، و درست ثانیه ای بعد، انگار که هیچ اتفاق خاصی نیافته باشد، ............ تمام می شود. فاصله مان کوتاه است.... همان لحظه ای که حجم سنگین حضورش را پشت سرم حس می کنم، و ناگهان، آن سوی میز ایستاده و من این سو، بسیار نزدیک ایم، اما......... حتی زبانمان به سلام نمی چرخد. او به دلایل خاص خودش و من نیز ....

    ادامه مطلب