بعد از 10 سال فعالیت در سمت مشاور مدیریت و قائم مقام مدیرعامل، حالا بیش از 9 ماه از تولد اولین شرکتی که تاسیس کردم میگذره.
دغدغه ها فوق العاده زیاد هستند و مشکلات سرسام آور شده اند.
خسته ام، خواب ندارم و این وسط جنگ شده مثل پیرمردی که سوار دوش سندباد بود.
وسط همین خستگی ها، ناگهان دلم یاد اواخر دهه 80 افتاد، یاد روزهایی که برای فرار از خستگی و دلتنگی وبلاگ مینوشتم.
اومدم وسط قبرستان وبلاگ های گم شده و به روز نشده، فاتحه میخونم.
به این امید که یک روز کسی بیاد و زمان خوندن این کلمات چشمم بخوره به این یادبود تاریخی :
یاران از این گذرگاه
چون بگذرید ناگاه
از بهر ما بخوانید
یک حمد و قل هو الله
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمی