خرید بک لینک
امسال برای نخستین بار شرایط طوری رقم خورد که توانستم به تماشای تعدادی از آثار تولید داخل در جشنواره فیلم فجر بنشینم. تجربه ای که با ناهماهنگی برنامه هایم برای تماشای "چ" و "عصبانی نیستم" ناتمام ماند. با این وجود تجربه ی تماشای قصه ها رخشان بنی اعتماد، رستاخیز درویش، سیزده هومن سیدی، شیار ۱۴۳ نرگش آبیار و زندگی آقای محمودی و بانو روح اله حجازی، روی هم رفته پشیمانی برایم نداشت. هرچند از وقت ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه ای که صرف تماشای رستاخیز کردم و از هزینه ای که بابت تماشای سیزده پرداختم راضی نیستم.

قصه ها :

سرنوشت چهره های خلق شده قبلی بنی اعتماد در سال ۹۰ است. سراسر فیلم مشکلاتی را فریاد میزند که در سال ۹۰ زندگی این چهره ها را تحت تاثیر قرار داده است. بنی اعتماد به شدت به شرایط امنیتی جامعه انتقاد میکند ولی سکانس پایانی فیلم را نقطه عطفی میسازد برای آثار بعدی. به اعتقاد من برای همین تک سکانس امیدوارکننده هم که شده، باید قصه ها را دید. و باید توجه کرد که این سکانس هرگز به تنهایی نمیتواند بار معنایی خاصی داشته باشد. معنای آن به سکانس های قبلی پیوند خورده است.

رستاخیز :

نام پرخرج ترین فیلم در رابطه با قیام عاشورا کافی بود تا برای تماشای آن پشت صف ۱ ساعته دیگری قرار بگیرم ولی متاسفانه رستاخیز نه ادای دین به ساحت امام حسین که نمایشی است برای به رخ کشیدن توانایی داخلی در جلوه های ویژه. گویی کارگردان برای نمایش توانمندی داخلی موضوع جذاب تری پیدا نکرده است. چهره حضرت عباس (ع) و بازی بسیار ضعیف بازیگر آن به هیچ وجه تداعی کننده پهلوان کربلا نیست همانطور که انتخاب بازیگر نقش حضرت علی اکبر بسیار بد صورت گرفته است. داستان به زندگینامه حر ریاحی و خانواده اش بیشتر شبیه است تا داستان قیام عاشورا. به نظرم رستاخیز را باید دید ولی نه از آن جهت که فیلم خوبی است تنها برای اینکه قدر آثار فاخری مثل مختارنامه را بدانیم.

سیزده:

داستانی قوی با پرداختی ضعیف. داستان بچه های طلاق اینبار با نگاهی تازه به سرانجام فرزندان طلاق مورد توجه قرار گرفته ولی فیلم به شدت هنری است و از در و دیوار آن این فریاد بلند میشود که "مرا ببینید که میتوانم فیلم هنری بسازم" این فریاد آنقدر بلند است که میتوان گفت دغدغه ی کارگردان نه توجه به بچه های طلاق که گرفتن یک سیمرغ از جشنواره است. فیلم به شدت خارجی است. گویی موضوع بچه های طلاق را در محله های نیویورک فیلمبرداری کرده اند. کارگردان این اثر هم دغدغه ی جایزه داشته است همین و بس.

شیار ۱۴۳ :

داستانی گیرا، روایتی شیوا و کارگردانی مناسب کمترین چیزی است که میتوان در وصف این اثر گفت. اثر آنقدر زیباست که می ارزد ۲-۳ بار به تماشایش نشست. بازی سرکارخانم مریلا زارعی خیره کننده است و در تمام فیلم حس میکنید که دغدغه ی کارگردان مادران شهید است، همین و بس. شاید گیرایی فیلم برای من از آن جهت باشد که دغدغه ای که فیلمبردار در ۱۰ دقیقه ای پایانی فیلم به آن اشاره میکند همان دغدغه ی همیشگی من است. اینکه چرا باید اینهمه خرج کرد برای تفتیش و پیدا کردن استخوان شهیدان تفحص. مادری که میداند فرزندش مرده را چرا با دیدن استخوانهایش رنج میدهیم. و این سوالی است که شیار ۱۴۳ به خوبی به آن پاسخ میدهد. به اعتقاد من کارگردان با پرداختن به این موضوع توجه نسل جوان را پس از سالها از ادای احترام به شهدا به موضوع توجه به سرنوشت کشور بدون شهدا جلب میکند. عظمت کار مادر یک شهید را پیش از این در هیچ اثری ندیده بودم. شاید بارها شنیده باشید این جمله را که "پدرش شهیده به این چه که از سهمیه اون استفاده کنه". شیار را ببینید تا نشر دهنده این عقیده نباشید.

زندگی آقای محمودی و بانو:

داستان تقابل دو نسل است. نسل دهه ۴۰ و دهه ۶۰ . نسل اول طلایه دار مصلحت اندیشی، ثبات و آینده نگری است و نسل دوم معتقد به آزادیهای فردی و اجتماعی، تغییر و آینده سازی. آقای محمودی و بانو (با بازی حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی) با تفکرات دهه ۴۰ زندگی شان را حفظ میکنند و ساناز ( با بازی ترانه علیدوستی) با تفکرات دهه ۶۰ همواره در مسیر انتخاب و دوراهی است. آقای محمودی سریع انتخاب میکند و پای انتخابش می ایستد و ساناز با تفکر و اندیشه انتخاب میکند ولی معتقد به اشتباه است و پای انتخابش نمی ایستد. تقابل جالبی است. هرچند کارگردان سعی میکند بیننده را در ترجیح این دو آزاد بگذارد ولی به نوعی اولی را ترجیح میدهد. (به نوعی آندسته درگیری که در سریال لاست هم وجود دارد و جی جی آبراهام سعی دارد علم را بهتر جلوه دهد ولی در نهایت خدا را ترجیح میدهد).

علاقه شدیدی داشتم به تماشای "عصبانی نیستم" و "چ" بنشینم. اولی تلاش بیهوده ای است چون بلیطهایش خیلی زودتر از آنکه باور کنم تمام میشود و دومی یا خیلی زود اکران میشود و یا خیلی دیر.امیدوارم هر دو اکران عمومی عید باشند و لذت تماشایشان از دست نرود.

پ.ن: رستاخیز و سیزده از آن جهت برای من جالب نبودند که هیچ یک از دغدغه های جامعه را در خود نداشتند. شاید به اعتقاد بسیاری عالی بوده باشند. همین..........

برچسب: جشنواره,فیلم, نویسنده: ماهان کریمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 14:11

صفحه بندی