خرید بک لینک
چیزی گم نشده است. اشتباه نکن، چیزی را دور هم نریخته ام. که من حافظ اسرار نهانم، چه آنکه تافته ی درونی من است و تو خوب میدانی و "کیستم" میخوانیش، از من جدا نشدنی است. (لااقل تاکنون اینگونه بوده است). می آیی، مینگری و هر روز اکتشافی تازه. و شاید نه، نشود اکتشافش نامید پاک شدن بخشی از گذشته را، که به حقیقت گذشته پاک شدنی هم باشد فراموش شدنی نیست. راستش را بخواهی، این آدمها هستند که گذشته را می سازند و بدون شک آدم مهمتری که جایشان را بگیرد رفته رفته به غباری تبدیل می شوند. از همین است که وقتی پای به این خلوت میگذاری، می اندیشی شاعر همه لحظه های انفرادی از خویشتن خویش پای به فرار گذاشته و خط زده است تمام اشعار گذشته اش را، غافل از این روزهای من و حضوری که غبار کرده است گذشته موهوم مرا.

من اینجام، همین حوالی، تکیه بر بن بست خلوتگاه مجازی ام، تکیه داده ام به کاه گلی که تازه نم شده است و بوی تازگی اش مشامم را نوازش میکند. قدم بر خاک نم زده ای گذاشته ام که از دیوار تکیه گاه به زمین ریخته و همان گذشته است. گذشته ای است که غبار برخواسته اش درد چشم دارد و بوی خوش نم خوردگیش، حس پرمعنای گذران زندگی است. حس درک گذشتن و آمادگی برای آتیه ای روشن.

"کیستم" نرفته است. شک نکن.

برچسب: کیستم, نویسنده: ماهان کریمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 14:11

صفحه بندی