
چیزی گم نشده است. اشتباه نکن، چیزی را دور هم نریخته ام. که من حافظ اسرار نهانم، چه آنکه تافته ی درونی من است و تو خوب میدانی و "کیستم" میخوانیش، از من جدا نشدنی است. (لااقل تاکنون اینگونه بوده است). می آیی، مینگری و هر روز اکتشافی تازه. و شاید نه، نشود اکتشافش نامید پاک شدن بخشی از گذشته را، که به حقیقت گذشته پاک شدنی هم باشد فراموش شدنی نیست. راستش را بخواهی، این آدمها هستند که گذشته را می سازند ...
ادامه مطلب