
در سودای بهار اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «در سودای بهار» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دلم میخواهد کنار تمام کوچهها و خیابانها و روبروی تمام پنجرهها، گل بکارم تا دیگر، دلِ هیچ آدمی نگیرد.میخواهم همه جا طنینِ آرام و روحنوازِ موسیقی و لبخند باشد و روی تمام درختهای سبز و برافراشته، گنجشک...
ادامه مطلب
آخرین پنجشنبه سال ....... در ادامه، هر آنچه باید درباره «آخرین پنجشنبه سال .......» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک روز از آخرین پنجشنبه سال گذشت....روزی که همه سر مزار عزیزانشان مینشینند و یادی از ایشان میکنند.آخرین پنجشنبه برای من، نه دیروز، که یک هفته زودتر برگزار شد. سر مزار محترم جان فرج الهی که نشستم،...
ادامه مطلب
یک روز از آخرین پنجشنبه سال گذشت....روزی که همه سر مزار عزیزانشان مینشینند و یادی از ایشان میکنند.آخرین پنجشنبه برای من، نه دیروز، که یک هفته زودتر برگزار شد. سر مزار محترم جان فرج الهی که نشستم، حس کردم او زنده است و وفات یافته حقیقی منم.مگر غیر این است که روح، باقی است و جسم، فانی؟!!!!حس کردم هنوز پیرزن سالخورده ای که اطرافیانش ساده می پنداشتنش، درس زندگی به من میدهد.حالا زمین و زمان، عالم و جهان، بنشینند و از خرافات و نوگرایی و جهان پیش رو صحبت کنند، مگر میشود حس آن لحظه را نادیده گرفت؟! همان جا که بر سر مزار گوش شنوای تمام زندگی ام، گویی باز هم نصیحتی ساده در گوشم زمزمه میکند که:بچم، مرگ از درون خود آدم شروع میشه، وقتی خودت رو میبینی که دیگه خودت نیستی، و از اونی که هستی ناراضی ای، یعنی ...
ادامه مطلب
نه، نه اینکه برایم مهم نباشد و یا نه حتی به این معنی که نمی خواهم بنویسم، ................ شاید دست و دلم نمی رود که با نوشتن شرح تماملحظه های نابیکه سبب شده بودند آن روز صبح، هفته خود را با شادمانی آغاز کنم، از لذت آن بکاهم. از لذت نامه ی بی نام و نشان، حدث تو، جستجو های بی حد و حصر، لبخندهای دلنشین و ........... و سرانجامی که تو به بار آوردی و با "بله" ای که شیرین تر از همه موهبت های جهان بود، دنیای مرا دگرگون ساختی. بی توجه به همه غرورهای کاذبی که خندق عظیم بین ما شده بود. بی خیال همه منیت های من و به رویای همه جسارت های چون تویی که مغرورتری، حتی در رویاهای شبانه ..........
ادامه مطلب